تبریز شهر آرزوها

شورای شهر و شهرداری تبریز از ایجاد پارک حیوانات در تبریز حمایت می کند


 سخنگوی شورای شهر کلان شهر تبریز گفت: شورای شهر و شهرداری تبریز از ایجاد پارک حیوانات در تبریز حمایت می کند و شرایط و امکانات لازم برای تحقق این امر را ایجاد خواهد کرد.


به گزارش نصرنیوز، سعید حاجی زاده در گفتگو با خبرنگار نصرنیوز با ذکر این خبر، ادامه داد: ما از مدافعان حقوق حیوانات شهر حمایت می کنیم و برای ایجاد پارک بزرگ حیوانات تبریز قرار است در پارک ائل باغی محلی برای احداث این پارک اختصاص پیدا کند.

 



وی افزود: ما کاملاً از طرح ایجاد پارک حیوانات حمایت می کنیم و فکر می کنیم با ایجاد این پارک قدم خوبی برای جلوگیری از حیوان آزاری خواهیم برداشت؛ همچنین ایجاد این پارک می تواند موجب آشنایی دوستداران حیات وحش با حیوانات دلخواه خود در یک محیط طبیعی و استاندارد باشد.

وی با انتقاد از شیوه گذشته حذف فیزیکی سگ های بدون صاحب، گفت: من قبلاً معدوم سازی سگ ها را از نزدیک دیده ام و با صحنه های خوبی مواجه نشده ام و پس از دیدن آن صحنه ها چند روز نتوانستم غذا بخورم. درست است در بین آنها تعدادی که برای مثلاً نگهبانی مناسب بودند را جدا می کردند، اما اکثرشان را معدوم می کردند که این کار دور از شان انسانیت بود.

حاجی زاده با تقدیر از عملکرد پناهگاه حیوانات پردیس در زنده گیری، واکسیناسیون، عقیم سازی و نگهداری سگ های بدون صاحب، گفت: فکر می کنم این بهترین راهی است که برای حل مشکل سگ های بی صاحب شهر انتخاب شده و لازم است در اینجا از زحمتکشان پناهگاه پردیس تشکر کنم.

 



این عضو شورای شهر تبریز ادامه داد: با آقای شهردار نیز در خصوص احداث پارک حیوانات تبریز در ائل باغی صحبت کرده ام و ایشان نیز کاملاً در این مورد اعلام آمادگی کردند و گفتند برای کمک به ایجاد پارک حیوانات و کمک به پناهگاه حیوانات پردیس شهرداری تبریز اقدامات لازم را انجام خواهد داد.

وی در پایان ابراز امیدواری کرد با همکاری شورای شهر، شهرداری تبریز و پناهگاه حیوانات پردیس و سایر فعالان زیست محیطی، پارک بزرگ حیوانات تبریز برای اولین بار در ایران احداث و هر چه زودتر به بهره برداری برسد.


برچسب‌ها: zoo, باغ وحش, پارک حیوانات, تبریز
نوشته شده در 93/06/04ساعت 23 توسط پویا|

شبکه تلویزیونیˈ تی. آر. تی ˈ ترکیه:
ارسباران همردیف جنگل های زیبای سوییس و استرالیاست

 



 شبکه تلویزیونی ˈ تی.آر.تی ˈ (TRT) ترکیه در گزارشی از منطقه آزاد تجاری - صنعتی ارس این منطقه را به لحاظ طبیعی و گردشگری هم ردیف جنگل های زیبای سوئیس و استرالیا توصیف کرد.


 به گزارش کوکسال گوکچه گزارشگر این شبکه اشاره کرده و نوشته است: با تردد در مسیری کوتاه از حاشیه رود ارس تا جنگل های آینالو ارتفاع زمین از سطح دریا طی مسیری کوتاه از صفر تا دو هزار و 300 متر تغییر می کند و این ویژگی بسیار منحصر به فرد این منطقه است.

وی گفته است: در بلندای این کوه های سرسبز، انسان احساس سبکبالی می کند و همچون پرنده ای در حال پرواز می تواند مناظر زیبای حاشیه رود ارس تا کوه های سرسبز در دور دست ها را نظاره کند.

گوکچه اضافه می کند: بی تردید این بخش از آذربایجان شرقی که بهشت گمشده ایران زمین نامیده می شود و به ثبت سازمان یونسکو رسیده است، در آینده پذیرای گردشگران خارجی بیشماری خواهد بود.

وی گفته است: برخی از آثار و ابنیه های تاریخی موجود در منطقه که از تاریخ چندین هزار ساله این محدوده سخن به میان می آورد، برای گردشگران خارجی بسیار جذاب خواهند بود.

این گزارشگر می افزاید: ایجاد زیرساخت های مختلف در بخش گردشگری این منطقه را به مکانی برای تردد و حضور گردشگران تبدیل و اقتصاد مردم منطقه را متحول خواهد کرد.

یک گروه 12 نفری از نمایندگان رسانه های ترکیه شامل اسکای نیوز، خبر ترک، دوحان خبر، تی آر تی خبر و خبر گزاری اخلاص با هدف شناسایی ظرفیت های گردشگری منطقه آزاد ارس از محدوده های مختلف این منطقه بازدید کردند.

منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس علاوه بر یک محدوده متصل در جلفا دارای یک محدوده منفصل در مرز ارمنستان ( نوردوز) و دو محدوده منفصل جانانلو و قلی بگلو در شهرستان خداآفرین است.


برچسب‌ها: ارسباران, جنگل, تبریز, آراز
نوشته شده در 93/06/03ساعت 23 توسط پویا|

 جای خالی چايخانه ها و سفره خانه های سنتي در کاروانسراهای بزرگترین بازار مسقف جهان

تبدیل غذاهای سنتی و بومی تبریز (کوفته تبریزی و دلمه و کوکو و آش رشته و .... )به نخود سیاه مسافران  و توریستهای تبریز

 

 

 

غذا فقط یک منبع تغذیه ای بشمار نمی اید بلکه در تمام جوامع نقش های متعددی داشته و به طور عمیقی در تمام جنبه های اقتصادی ، اجتماعی و مذهبی زندگی روز مره ریشه دارد غذا میتواند به عنوان نمادی برای نشان دادن هویت یک جامعه مورد استفاده قرار گیرد

 یکی از جنبه های  مهم شناسایی و احیاء غذاهای بومی توجه به جنبه های فرهنگی و روانی است، غذاهای بومی از خصوصیات فرا تغذیه ای برخوردار می باشند و نقش بسزایی در افزایش ارتباط نسل ها و حفظ هویت فرهنگی ایفامیکنند.

 حفظ هویت های قومی ، نژادی وملی بخش جدایی ناپذیر این نوع غذا ها میباشد. مصرف غذای بومی صرفا به منظور تغذیه صورت نمیگیرد بلکه به عنوان عاملی برای ارتباط نسل ها و ایجاد شادی ونشاط برای درمان بیماری ها ونیز به عنوان وسیله ای برای اظهار همدردی در مناسبت ها و حتی برای کمک کردن به دیگران مورد استفاده قرار میگیرد .

 آشنا كردن مسافران و توریستها  با غذا های بومی و ميان وعده هاي سالم سنتي موجب  اشنایی انها با فرهنگ غنی بومی است اما متأسفانه بسياري از غذاهاي بومي ما به مرور زمان رو به فراموشي مي روند و غذاهاي ناسالم جايگزين آنها مي شوند ، 

غذاهاي بومي و سنتي هر منطقه نشان دهنده فرهنگ غنی و کهن آن منطقه می باشد. متاسفانه در دنیای امروز که کار و تحصیل بیش از پیش مورد توجه اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان قرار گرفته است ، مصرف فست فودها به دلیل زودپخت بودن و تهیه سریع بیش از پیش در جامعه رواج یافته است . 


  سبد غذايي خانواده ها حاكي از اين حقيقت تلخ است كه اغلب غذاهاي سنتي به دست فراموشي سپرده شده اند و بسياري از جوانان حتي نام برخي از غذاهاي بومي منطقه خود را نمي دانند . غذاهاي سنتي ما در مواجهه با فست فودها در حال نابودي هستند و دغدغه اصلي خانواده ها باید ،احیاء غذاهای سنتی و تغيير فرهنگ غذايي و تغيير ذائقه کودکان و جوانان باشد

 

لزوم احداث رستورانهای رو باز و سر پوشیده در داخل کاروانسراها و حیاطهای بازار جهت ارائه غذاهای بومی و سنتی تبریز

بازار سنتی تبریز یکی از نمونه های منحصر به فرد از لحاظ معماری بوده و یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بازارهای سرپوشیده در سطح ایران و قارهٔ آسیا به‌شمار می‌رود.

 این بازار با مساحتی حدود یک کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین بازار سرپوشیدهٔ جهان است که  در مردادماه سال ۱۳۸۹ خورشیدی به عنوان نخستین بازار جهان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

 بسیاری از گردشگران و جهانگردان نظیر ابن بطوطه، مارکو پولو، جاکسن، اولیای چلبی، یاقوت حموی، گاسپار دروویل، الکسیس سوکتیکف، ژان شاردن، اوژن فلاندن، جان کارت‌رایت، جملی کاردی، کلاویخو، رابرت گرنت واتسن، حمدالله مستوفی و مقدسی از رونق و شکوه بازار تبریز تمجید کرده‌اند.

بازار تبريز علاوه بر تیمچه هایی با  طاقها و گنبدهای بلند آجری دارای  کاروانسراها و سراهای روبازی همچون  سرای  امير ،سرای حاج رسول ، سرای حاج ميرزا علی نقی ، سرای آلمانیها ، سرای صاحب دیوان ،سرای میرزا مهدی ،سرای گرجیلر ،سرای شاه زاده بزرگ و کوچک، سرای میانه حاج حسین ، سرای دباغایی، سرای ایکی قاپیلی ،سرای سید حسین ،سرای میر اسماعیل ،سرای میر ابوالقاسم ،سرای در عباسی ،سرای کچه کچیلر -سرای شيخ کاظم ، تيمچه حاج صفر علی ، تيمچه و دالان ميرزا شفيع ، تيمچه ملک می باشد که بلا استفاده به حال خود رها شده اند و توانایی بالقوه ای برای تبدیل شدن به مهمانسراها و رستورانهای سنتی زیبایی در دل این بازار تاریخی دارند!

 متاسفانه در حال حاضر پیدا کردن غذاهای بومی تبریز مثل کوفته تبریزی و.... در تبریز مثل پیدا کردن نخود سیاه در این شهر است! و اکثر مسافران وارد شده به تبریز در پیدا کردن کوفته تبریزی و سایر غذاهای بومی تبریز ناکام میمانند و بنده به عینه دیده ام که این کمبود برای تمامی مسافران خیلی تعجب بر انگیز است که چطور ممکن است در تبریز نتوانند کوفته تبریزی پیدا کنند !!

 

کاروانسراهای خالی بازار تبریز و جای خالی رستورانهای روباز سنتی در این کاروانسراها

 

اگر سفری به شهرهای توریستی جهان مثل  استانبول  داشته باشید متوجه میشوید سرو غذا در فضاي باز  در این شهر بسيار مرسوم است بخصوص در ماه هاي بهار و  تابستان. رستوران هاي بزرگ و کوچک همگي در اين زمان از سال ميزها و صندلي هاي خود را در بيرون از ساختمان و در فضاي باز مي چينند و به سرو غذا های مختلف بومی خود میپردازند 

 

مهمانداران این رستوران های رو باز با پوشیدن لباسهای سنتی زیبا و با ارائه غذاهای بومی شهرشان در یک محیط سنتی  به نوعی تداعی گر رستورانهای قدیمی برای مشتریانشان هستند که اکثر آنها توریست نیز میباشند و با سرو غذا در محیط باز سنتی با غذا های بومی آن محل  خاطره بسیار خوشی در ذهن مسافران بر جای میماند

 

 اکثر غذا خوری های استانبول  در محوطه های باز تاریخی احداث شده اند و در کنار اکثر مراکز تاریخی و تجاری و حتی معابر معمولیشان غذا خوری های روباز وجود دارد که مردم با نشستن در محیطی باز و سرو غذا لذت بیشتری میبرند

 

در برخی مناطق تاریخی با ایجاد چایخانه های سنتی مردم و مسافران را به صرف چای در استکانهای کمر باریک دعوت میکنند که برای مردم بسیار لذت بخش است و نوعی خستگی بازار را از تنشان بیرون میکند 

یک تبریزی با دیدن این رستوران و چای خانه های سنتی با معماری های سنتی فوق العاده زیبا یاد ارک علیشاه و تیمچه های بازار تاریخی تبریز می افتد و به این فکر میکند  که اگر این ارک در استانبول بود یقینا طبقه انتهایی این ارک و ایوان ارک به غذا خوری سنتی اختصاص می یافت و یا اگر کاروانسراهای بازار بزرگ تبریز در استانبول میبود به جای جمع کردن اجناس بسته بندی شده مغازه ها به رستورانها و سفره خانه های سنتی اختصاص می یافت و غذاهای بومی شهر در انجا سرو میشد

 

 

 ولی متاسفانه اکثر غذاخوری های داخل بازار تاریخی تبریز بیشتر به ساندویچی های قدیمی سر محله میمانند که اکثرا در زیر زمین ها واقع شده و با صندلی هاو میزهای  شکسته و رنگ رفته  پذیرای مهمانان و مسافرانند و  این در حالی است که  تیمچه ها و کاروانسراهای بازار تبریز به  محل نگهداری کارتونها و جنسهای اضافی مغازه ها تبدیل شده است .این در حالی است که با تجهز این تیمچه ها و کاروانسراها به رستورانهای سنتی زیبا در مرکز محوطه بازشان میتوان غذاهای بومی تبریز را در آنجا سرو نمود و با چایخانه های سنتی در این تیمچه ها خستگی را از مسافران و شهروندان دور کرد

 

این اقدام جدا از کار فرهنگیش میتواند موجب درآمد زایی برای شهرداری و میراث فرهنگی گردد .چرا که با اجاره دادن این سفره خانه ها به داوطلبین میتوان ماهانه چند صد میلیون اجاره بها از محل های بلا استفاده فعلی کسب نمود 

 

نگارنده :محمد قندگر -کارشناس شورای شهر و مشاور جوان شهردار 

 

بقیه تصاویر در ادامه مطلب 


برچسب‌ها: رستوران, کوفته تبریزی, غذا خوری سنتی, تبریز, بازار
:ادامه مطلب:
نوشته شده در 93/06/01ساعت 9 توسط پویا|

مقالاتی در مورد مضرات کاج و سرو با ذکر منبع

 

ادامه کاشت کاج و سرو در تبریز و لزوم آگاهی مسئولین فضای سبز  از مضرات این گونه های وارداتی

کاج ها و سروها هیولاهایی که در روز درخت‌کاری، به جنگ تنوع زیستی می‌روند 
 


عرفان خسروی: کاج و سرو نقره‌ای یکی از محبوب‌ترین گیاهان برای روز درخت‌کاری هستند و احتمالاً طی هفته منابع طبیعی (که از دیروز ۱۵ اسفند، روز درخت‌کاری شروع شده) چند هزار اصله از این گیاه در مناطق مختلف کشور کاشته خواهد شد. بنابراین بد نیست اندکی با ویژگی‌های این درختان و اثرات آن‌ها روی محیط زیست و تنوع گیاهی و جانوری کشور آشناتر شویم.


سرو نقره‌ای چرا آمد و چرا ماندگار شد؟
این گیاه که نام علمی‌اش Cupressus arizonica است، بومی جنوب غربی آمریکای شمالی، آریزونا، جنوب غربی نیومکزیکو، جنوب کالیفرنیا، کوهستان‌های غرب تگزاس و مکزیک است. سرو نقره‌ای جزء گروهی از گیاهان بازدانه به نام مخروطیان یا مخروط‌داران یا در اصطلاح گیاهان سوزنی‌برگ است. در حالت وحشی، این گیاه اغلب در جمعیت‌های کوچک و تنک و دور از هم رشد می‌کند. این گیاه برای نخستین بار در دوره پهلوی به ایران آمد، آن هم به خاطر علاقه شخصی محمدرضا پهلوی به این درخت. با ورود این درخت به ایران، مدت زیادی طول نکشید که سرو نقره‌ای به درخت محبوب روزهای درخت‌کاری تبدیل شد. سرو نقره‌ای و دیگر سوزنی‌برگان به خاطر مقاومتشان در برابر سرما، خشکی، آفات، گیاهان دیگر و رشد سریعشان مورد توجه قرار گرفتند. به علاوه به خاطر تمرکز اغلب ماده تولیدی این درختان در تنه‌هایشان، شرکت‌های چوب‌بری نیز به آن‌ها به چشم محبوب‌ترین رستنی‌های زمین نگاه می‌کنند. خود آمریکایی‌ها نیز در کشورهای دیگر جهان، فرهنگ کاشتن درختان بومی خود را گسترش دادند. ایران و برزیل دو نمونه از قربانیان تجارت آمریکایی‌ها بر سر کاشت درختان مخروطی بودند. در سال‌های اخیر نیز سرو نقره‌ای یکی از محبوب‌ترین درختان در روزهای درخت‌کاری بوده است.


پس سروهای شعرهای حافظ و سعدی چه بودند؟
از ۷۳۰۰ گونه گیاهان شناخته شده بومی ایران، تنها شش گونه گیاه مخروط‌دار بومی در ایران وجود دارد: زربین یا سروناز (Cupressus sempervirens) چهار گونه اُرس (Juniperus spp.) و سرخدار (Taxus baccata). زربین یا سروناز گیاهی است که با آب و هوای مدیترانه‌ای سازگار است و از دیر باز در ایران کاشته می‌شده است. اُرس از گیاهان کوهستانی است که اغلب در مناطق مرتفع البرز و کوه های خراسان و کپه‌داغ و به طور پراکنده در زاگرس دیده می‌شود. سرخدار نیز از گیاهان در حال انقراض ایران است که رویشگاه طبیعی آن جنگل‌های اطراف گرگان است؛ یک جمعیت سرخدار نیز در پارک ملی گلستان وجود دارد. این‌ها همه مخروطی‌های بومی ایران هستند.



مخروطی‌های وارداتی و مهاجم
کاج تقریباً در تمامی نقاط ایران کاشته می‌شود؛ این گیاه بومی ایران نیست، اما متأسفانه از اجزای اصلی پروژه‌های احداث کمربند سبز در تهران و سایر شهرهای ایران محسوب می‌شود. این گونه احتمالا از قفقاز به ایران آورده شده است. تمامی گونه های سوزنی برگ دیگری که در ایران کاشته می‌شوند نیز منشأ خارجی دارند مانند سرو نقره ای که درباره آن توضیح دادیم. مخروطیان مهاجمی که طی پنجاه سال اخیر از خارج وارد کرده‌ایم، خاک اطراف خود را برای رشد گیاهان دیگر، سمی و نامناسب می‌کنند. آن‌ها مانع رشد دانه‌های گیاهان دیگر نیز می‌شوند. اگر به سروها و کاج‌های کاشته شده در باغ‌ها و بوستان‌های شهری دقت کنید، حتماً متوجه خاک تنک یا برهنه اطراف این درختان می‌شوید. تصور کنید در جایی مثل پارک ملی که دارای تنوع زیستی چشم‌گیری است، چند گونه گیاه مجبورند بمیرند تا یک اصله سرو نقره‌ای آمریکایی یا کاج قفقازی بتواند رشد کند؟ به علاوه، این گیاهان به همراه خود آفت‌ها و انگل‌های غیربومی و جدید را نیز به همراه می‌آورند. آفت‌هایی که به خاطر میلیون‌ها سال همزیستی با این گیاهان مهاجم، اثر مخرب و کشنده‌ای روی آن‌ها ندارند، ولی در بدو ورودشان به کشور ما، بی‌رحمانه به جان گیاهان بومی ما می‌افتند و گیاهان ما هم به دلیل تازه‌وارد بودن این مهاجمین کوچک، مقاومت بسیار کمی در برابر آن‌ها از خود نشان می‌دهند. این گیاهان و گونه‌های همراهشان، نهایتاً باعث کاهش چشم‌گیر تنوع زیستی در کشور ما می‌شوند – کما این که تا کنون نیز شده‌اند.



تنوع زیستی چه اهمیتی دارد؟
در هر متر مربع از مناطق طبیعی ایران، از جنگل‌های هیرکانی شمال بگیرید تا درخت‌زارهای تنک و نیمه‌جنگلی سرخه‌حصار و حتی بیابان‌های ما، تنوعی رنگارنگ از گیاهان مختلف به صورت طبیعی وجود دارد. سرشت این تنوع ارزشمند است. این ارزش هم از نظر اقتصادی، هم از نظر زیستی، هم از نظر زیست‌بومی و هم ذاتاً – به عنوان تنوع موجودات زنده - برای ما مهم است. تنوع زیستی، فقط شامل ببر و پلنگ و شیر و یوز نمی‌شود. حشرات، خزندگان، پستانداران ریز و درشت و پرندگان رنگارنگ، همه و همه جزئی از تنوع جانوری هستند و از درختان بزرگ و کوچک تا گیاهان خرد و علفی زیر پای ما، همگی جزئی از تنوع گیاهی هستند. همان قدر که زیبایی پاندا و خیزران برای ما دوست‌داشتنی است و فقدان احتمالی آن‌ها ناراحت‌کننده، همه جانوران و گیاهان، حتی کوچک‌ترین حشرات و ناچیزترین گل‌ها، برای کسی که سازوکار طبیعت را بشناسد، ارزشمند و مهم هستند. در صورتی که تنوع زیستی کاهش پیدا کند، خطرات بزرگی همه ما را تهدید می‌کند.
یک نمونه‌اش، سست شدن خاک‌ها و جاری شدن سیلاب‌های خطرناک، بر اثر از بین رفتن گیاهان علفی کوچک سطح خاک است. یک نمونه دیگرش سست شدن شن‌ها و پیشروی بیابان‌ها و ماسه‌های بادی به سمت شهرهاست. سیل‌های گلستان و ذرات معلق غرب و جنوب کشور، حاصل از میان رفتن تنوع زیستی هستند. وقتی صحبت از اثرات و خطرات تهدید تنوع زیستی می‌شود، چیزی که مهم است، خود «تنوع» است، نه ماهیت موجوداتی که قرار است منقرض شوند. از نظر سود و زیان زیستی، تفاوتی میان انقراض ببر مازندران و یک پرنده کوچک مثل سِسْک وجود ندارد، چون اهمیت موجودات زنده در طبیعت، ربطی به جذابیت‌های بصری آن‌ها برای ما ندارد.



برخی از مضرات دیگر سوزنی‌برگ‌های غیربومی
1- عدم تطابق با زیست‌بوم ایرانی که درختان برگ‌ریز دارد
گیاهان درختی ایران، به جز چند نمونه سوزنی‌برگ که در شرایط و مناطق محدودی زندگی می‌کنند، همگی برگ‌ریز هستند و گیاهان غیر درختی، قارچ‌ها، میکرواورگانیسم‌ها و جانوران بومی ایران نیز خودشان را مدت‌هاست که با چنین درختانی وفق داده‌اند. در ابتدای بهار که درختان برگ‌ریز هنوز برگ ندارند، نور خورشید بیشتر به خاک می‌رسد، دمای خاک، گیاهان علفی و میکرواورگانیسم‌ها به سرعت افزایش می‌یابد، خاک غنی می‌شود و در مدت کوتاهی زیست‌بوم کوچکی پای درختان بهاری تشکیل می‌شود که بقای جنگل را تضمین می‌کند. اما در پای درختان سوزنی‌برگ، همیشه تاریک و سایه است و میکرواورگانیسم‌ها و گیاهان کوچک، به خصوص افزایش‌دهندگان نیترات خاک، فرصت رشد بهاری پیدا نمی‌کنند.
۲ – برهم خوردن تعادل نیترات
این گیاهان تعادل نیترات خاک را به شدت به هم می‌زنند. خود سوزنی‌برگ‌ها نیاز چندانی به نیترات ندارند، در حالی که اغلب گیاهان دیگر نیاز به فعالیت میکرواورگانیسم‌های نیترات‌ساز دارند. در پای درختان سوزنی‌برگ نیترات کافی تولید نمی‌شود و البته خاک شروع به اسیدی شدن می‌کند.
۳ – برهم خوردن تعادل آب
درختان سوزنی‌برگ مخصوص مناطق کم‌آب و خشک هستند. این گیاهان نه تنها برای زنده ماندن در مناطق خشک تطابق یافته‌اند، بلکه آب و هوا را حتی خشک‌تر هم می‌کنند. میزان آبی که این درختان از زمین جذب می‌کنند، به اندازه درختان پهن‌برگ است، در حالی که میزان آبی که به صورت تعریق به هوا پس می‌دهند، بسیار کمتر است. به علاوه آن‌ها مانع رسیدن حدود یک پنجم آب باران به زمین می‌شوند. در حقیقت گیاهان مخروطی، در شرایط خشک بهتر رشد می‌کنند، بنابراین شرایط رقابت را به نفع خود تغییر می‌دهند تا پس از خشک شدن اقلیم گیاهان دیگر نتوانند رشد کنند و بمیرند. در کشورهای اروپایی که منابع آب از ایران وضعیت بسیار بهتری دارند، برای پیش‌گیری از خشک شدن اقلیم، درختان مخروطی با درختان پهن‌برگ جایگزین می‌شوند. این خشکی اقلیم همان وضعیتی است که در حالت پیش‌رفته در صحرای آریزونا (موطن اصلی سرو نقره‌ای) هم دیده می‌شود.
۴ – برهم خوردن تعادل هوموس
درختان پهن‌برگ هر سال با خزان کردن، مقدار زیادی مواد غذایی به خاک محل زندگی خود بازمی‌گردانند که با تجزیه شدن به کودی مناسب و مفید برای بقای جنگل تبدیل می‌شود. سوزنی‌برگ‌ها نه تنها خزان نمی‌کنند، بلکه وجود رزین، تربانتین و دیگر متابولیت‌ها، مانع تجزیه مواد اندک پس‌مانده از مخروطیان می‌شود، مواد گیاهی تجزیه نشده می‌مانند، اسیدی می‌شوند و گیاهان بومی ما (که اغلب قلیایی‌پسند هستند) منقرض می‌شوند
۵ – از میان رفتن تنوع جانوری
سوزنی‌برگ‌ها برای گرده‌افشانی نیاز به حشرات ندارند. بنابراین غذایی هم برای حشرات گرده‌افشان تولید نمی‌کنند. در حالی که گیاهان پهن‌برگ به حشرات وابسته هستند و به همین دلیل غذای مورد علاقه حشرات را هم تهیه می‌کنند. وقتی در یک ناحیه درختان سوزنی‌برگ به جای گیاهان پهن‌برگ رشد می‌کنند، حشرات گرده‌افشان مثل زنبورها و پروانه‌ها نیز منقرض می‌شوند.



مورد [نه چندان] عجیب نیوزلند!
دولت نیوزلند، میلیون‌ها دلار صرف مبارزه با مخروطیان خودرو در این کشور کرده است. درختان مخروطی مهاجمی که در وضعیتی مانند ایران و برزیل، سال‌ها پیش به نیوزلند برده شده‌اند، تنوع زیستی و طبیعت بکر این کشور را به شدت تهدید می‌کنند. تنها در جزیره جنوبی نیوزلند، ۲۱۰.۰۰۰ هکتار از زمین‌های عمومی مورد تهاجم این گیاهان قرار گرفته است و هیچ کس به خاطر رشد درختانی که گیاهان دیگر را نابود می‌کنند، در این سرزمین خوشحال نیست. طبق گزارش سازمان حفاظت از محیط زیست نیوزلند، این مخروطیان تهدیدی برای تنوع زیستی بکر و آسیب‌پذیر این کشور و بهره‌وری کشت‌زارها و مراتع این سرزمین هستند. دولت نیوزلند نه تنها بابت از بین رفتن شدید تنوع زیستی کشورش نگران است، بلکه کاهش بهره‌وری در کشت‌زارها و مراتع را نیز از چشم این گیاهان محبوب چوب‌برها می‌بیند. در نیوزلند ده گونه گیاه مخروطی مهاجم وجود دارد که هشت گونه از آن‌ها کاج هستند (Pinus spp.) و دو گونه نیز صنوبر اروپایی (Larix decidua) و صنوبر داگلاس (Pseudotsuga sp.).

برای مشاهده اینفوگرافیک در ابعاد بزرگ، اینجا را کلیک کنید.




برخی گیاهان مهاجم دیگری که به ایران وارد کرده‌ایم
به جز کاج (Pinus eldarica) و سرو نقره ای (Cupressus arizonica) که گیاهانی سوزنی‌برگ یا مخروطی هستند، اقاقیا (Robinia pseudoacacia)، آتریپلکس (Atriplex canescens)، کهور پاکستانی آمریکایی (Prosopis juliflora) و اکالیپتوس (Eucalyptus camaldulensis) هم از سرزمین‌هایی دیگر آمده‌اند که نه آب و هوای آن‌ها با ما یکی است و نه رشد آن‌ها به حال تنوع زیستی ما مفید است. مثلاً اوکالیپتوس نیز یک گرمسیری است از همه بدتر این که این کاشت‌های غیراصولی و مخرب، اغلب در مناطق حفاظت‌شده که سرشار از گونه‌های ارزشمند هستند و به قیمت جان گیاهان و جانوران منحصربه‌فرد این مناطق، انجام می‌شود. مثلاً اوکالیپتوس خاک اطراف خود را سمی می‌کند، آب‌های زیرزمینی را به سرعت بالا می‌کشد و سه برابر وزنش آب جذب می‌کند و این طوری مانع رشد گیاهان دیگر می‌شود.
با توجه به آن‌چه ذکر شد، فقط می‌توانیم امیدوار باشیم امسال در روز درخت‌کاری و هفته منابع طبیعی، درختان مهاجم کمتری با دستان خودمان به محیط زیست شکننده و آسیب‌دیده و زخمی کشور تحمیل کنیم و در سال‌های بعد، اندک‌اندک رسم درخت‌کاری را به درختان و گیاهان بومی کشورمان محدود کنیم.

http://www.khabaronline.ir/detail/280423/science/nature


فیلم سخنرانی دکتر روازاده در مورد کاج  

 

برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک کنید 

http://www.aparat.com/v/E7jZd/درختان_كاج_را_بخشكانید_!


مضرات درخت کاج برای فضای سبز 

 


متأسفانه در بیش از نیم قرن اخیر، بدون این‌که تحقیق جامعی در مورد گونه‌های وارداتی کاج انجام شود، کاشت درخت‌کاج به‌صورت سلیقه‌ای در بسیاری از مناطق ایران رو به افزایش گذاشته است. معایب و مضرات درخت کاج را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد: - برگ‌هاي سوزني كاج، سطح کم‌ تری دارند و در نتیجه قدرت تصفیه‌ کنندگی هوای آن از درختان پهن ‌برگ ضعیف‌ تر است. - ریشه‌ي آن، خاک پیرامون خود را اسیدی کرده که مانع رشد گونه‌های دیگر می‌شود و پس از ده سال، آهک تولید می‌کند. - با تجزیه‌ي اندام‌های گیاهی كاج‌ تهران، مشخص گردیده که مقادیری سرب (در حد سمی) در آن وجود دارد. - در برابر مواد سمی و باران‌های اسیدی بسیار آسیب‌ پذیر است. - نوعی اکسید نیتروژن را وارد هوا می‌کند که از نظر کمیت و کیفیت با اکسیدهای نیتروژن تولیدشده در صنعت و ترافیک برابری می‌کند. - طی سالیان گذشته، آتش‌ سوزی‌هایی که در پارک‌های جنگلی اتفاق افتاده است، اغلب در قطعات کاج بوده که بر اثر قابلیت زیاد اشتعال برگ‌های سوزنی خشکیده می‌باشد. - باعث تجمع آفات بوده و همواره در معرض آلودگی می‌باشد. بسیار کُندرشد بوده و زیر برف سنگین، سریع می‌شکند. سایه‌ انداز مناسبی ندارد. - به‌علت نا آشنابودن باغبانان با نحوه‌ي رشد کاج (ده سال اول، رشد قطری و ده سال دوم، رشد طولی) در فصل هرس، شاخه‌های پایین را به اشتباه هرس کرده و در دهه‌ي دوم، درختی با منظر زشت و شکننده و با سایه‌انداز کم به وجود می‌آید. - در معابر شهری، برگ‌های سوزنی با فرودآمدن بر روی خودروها و سنگ ‌فرش‌ها به‌علت وجود صمغ، صدمه‌ي غیرقابل‌جبراني می‌زنند. - ریشه‌ ي کاج به مرور زمان به سنگ‌ فرش‌ها و بافت معابر آسیب جدی می‌زند. چون رطوبت سطحی زمین را به اعماق هدایت می‌کند، در اطراف آن نمی ‌توان چمن‌ کاری کرد و گیاهی رشد نمی‌کند. - پرندگان تمایلی به لانه ‌سازی بر شاخسار این درخت ندارند. در تیپ کاج سوزنی ‌برگ، متوسط پوشش علفی 1/2 درصد است که علت آن عبارت است از کمبود رطوبت مورد نیاز پوشش علفی، کوبیدگی شدید خاک، تراکم زیاد درختان کاج در واحد سطح، نور و حرارت کم، فراوانی لاش‌برگ، تولید آهک و اسید در قطعاتی که کاج سوزنی کاشته شده است. نمونه‌های زیادی از بوستان‌های جنگلی کاج هستند که بدون درنظرگرفتن مسائل کارشناسی در مورد شرایط کشت و نگهداری این گونه‌ي درخت، تنها به دليل اقتصادی ‌بودن و بالارفتن آمار سرانه‌ي فضای سبز، به وجود آمده است. در فرهنگ ایرانیان همواره درختان مثمر و میوه‌دار بر درختان بی‌ثمر ترجیح داده می‌شوند و در بسیاری از شهرهای قدیمی ایران که شهرداری‌ها و سازمان محیط‌ زیست، درخت کاج را در فضاهای عمومی کاشته‌اند، مردم کاج‌ها را از ریشه درآورده و درختان میوه کاشته‌اند. امید است که مسئولین دست‌ اندرکار در ایجاد و توسعه‌ي فضاهای سبز در روانسر نيز با درنظرگرفتن شرایط اقلیمی شهرستان، به کشت گونه‌های مثمر و زیبايی از درختان بومی منطقه اقدام نمایند.

http://www.yalaver.com/articles.php?action=art&id=16


شهر های ایران در محاصره ی کاج های بیماری زا و مخرب محیط زیست

در سال های اخیر متاسفانه حساسیت های فصلی، آسم و سایر آلرژی ها شیوع زیادی پیدا کرده و این آمار روز به روز رو به افزایش است، در این مقاله به نقش درخت کاج که مهمان ناخوانده ی شهر های کشورمان در دهه های اخیر شده است در افزایش شیوع آسم و آلرژی بخصوص در کودکان، نوجوانان و جوانان می پردازیم تا شاید تصمیم توسعه فضاهای سبز کشورمان را به جای افزایش و تکثیر کاج ها، به ازدیاد درختان بومی کشور خودمان همچون درخت های گردو، بادام، پسته، خرمالو، توت از درختان میوه دار و یا لااقل درخت های بی ثمر بید مجنون، تبریزی و چنار تغییر دهیم!!!

آلرژی یا بیماری افزایش حساسیت که امروزه گریبان گیر بسیاری از خانواده ها است در واقع یک نوع واکنش تغییر یافته به یک ماده ی حساسیت زا برای سیستم ایمنی بدن است.

از مواد حساسیت زا در یک منطقه می توان به گرده ی گیاهان غیر بومی آن منطقه اشاره نمود که سیستم ایمنی بدن مردم آن منطقه با این ماده تطابق ایمنی ندارد و این مواد می توانند واکنش های حساسیتی شدیدی بخصوص در کودکان، نوجوانان و جوانان ایجاد نمایند، یکی از این مهمان های ناخوانده که شاید عمدا یا سهوا در شهرهای ایران عزیز بسیار کاشته شده اند کاج ها هستند که در واقع این درختان، بومی مناطق دیگری از کره ی زمین هستند و به زور وارد ایران شده اند.

سن باردهی کاج ها حدود 7- 6 سالگی است و هر ساله مقادیر بسیار زیادی گرده تولید می کنند در هر کیلو گرم حدود سی هزار گرده وجود دارد که بشدت حساسیت زا هستند.

در فصل گرده افشانی، گرده ها توسط جریان هوا و باد در تمام مناطق انتشار پیدا می کنند و می توانند در افراد مستعد ایجاد بیماری آسم و آلرژی شدید نمایند.

علایم شایع بیماری:

از علایم عمومی تب یونجه می باشد که برخلاف نام آن فقط ارتباط به یونجه ندارد و می تواند در اثر هر گرده ی گیاهی، آلرژی ایجاد شود، این علایم شامل: آب ریزش بینی، گرفتگی یک طرفه یا دو طرفه بینی، عطسه های مکرر، قرمزی و خارش چشم، ریزش اشک، خارش گوش و حلق و گاهی تنگی نفس ملایم تا شدید و حتی علایم آسم شدید می باشند.

پیشگیری اساسی:

هرگاه انسان اکوسیستم طبیعی محیط زیست خود را تغییر داده متاسفانه اختلالاتی در سلامت جامعه ایجاد نموده است، یکی از این تغییرات نابجا در محیط زیست کاشت فراوان درخت کاج در تهران و اکثر شهرهای ایران است که هم باعث بیماری انسان ها و هم باعث بیماری خاک و آسیب دیدن شدید آن شده است.

مضرات کاج برای محیط زیست و خاک:

1- منبع تولید آلرژی های به شدت حساسیت زا است و ایجاد بیماری آسم و حساسیت می کند.

2- تولید اکسیژن توسط برگ های سوزنی درخت کاج بسیار اندک است.

3- تولید رطوبت و ایجاد خنکی در هوای اطراف بسیار اندک است.

4- به علت وجود برگ های سوزنی و سطح تماس کم با هوای محیط، قدرت تصفیه هوا بسیار اندک است.

5- درخت کاج خاک پیرامون خود را اسیدی می کند و در واقع خاک اطراف خود را تخریب می کند.

6- بعضی محققان معتقدند که درخت کاج نوعی اکسید نیتروژن وارد فضا می کند که در فضای شهر ها موجب آلودگی بیشتر هوا می شود و به ریه های انسان نیز آسیب می زند.

7- این درخت دارای سایه مناسبی نیست، به علت سطح برگ کم، قد کوتاه و چتر کم.

8- لاشه های برگ سوزنی این درخت تولید مواد شیمیایی در زیر درخت میکند که برای موجودات زنده زیانبار است.

9- به علت سمی بودن برگ های سوزنی درخت کاج پرنده ها روی این درخت لانه نمی سازند.

10- چوب آن دیر رشد می کند.

11- چوب آن در مصرف صنعتی و صنایع دستی کاربرد کمی دارد و مناسب نیست.

پیشنهاد:

در تمام بوستان ها و جنگل های مصنوعی اطراف شهر ها و فضاهای سبز که با هزینه های بسیار زیاد آبیاری و نگهداری می شوند از درختان ثمر ده (میوه دار) بومی ایران، مثل گردو، بادام، فندق، پسته، زیتون، توت، خرمالو و مانند آن ها بکار بریم تا یک ثروت عظیم ملی پایدار غیر نفتی برای مردم عزیز کشورمان، به همراه سلامتی و هوای پاک به ارمغان آوریم. لازم به ذکر است که برابر محاسبه ی انجام شده اگر به جای حدود دو میلیون درخت کاج که در حدود پنجاه سال اخیر کاشته شده، در تمام فضاهای مناسب موجود اطراف تهران، بطور مثال درخت گردو می کاشتیم، الان سالانه حدود دو میلیارد عدد میوه گردو برداشت می شد که ثروتی بالغ بر چهارصد میلیارد تومان در سال را شامل می شد و این عدد در کشور به حدود چهار هزار میلیارد تومان می رسید و بیکاران بسیاری را بر سر کار مولد می برد و جدای از بهره برداری از چوب گردو (گرانبها ترین چوب در دنیا)، برگ درخت (که داروی گیاهی است) و پوست این درخت نیز گرانبهاست، می توانست به رونق صنایع چوب، طب سنتی و تولید داروهای گیاهی، صنایع دستی و سایر صنایع ما کمک نماید، همچنین موجب اشتغال زایی شود.

نکته: برخی می گویند اگر ما درخت میوه دار مثل گردو بکاریم مردم می چینند و مصرف می کنند!!! آیا اشکالی دارد که نیازمندان از این نعمت الهی بهره مند شوند و از خواص بسیار فراوان گردو که جهت پیشگیری از ابتلا به بیماری های شایعی مثل پوکی استخوان، روماتیسم، آلزایمر و بیماریهای دیگر، بسیار مفید است، استفاده نمایند؟ ضمن اینکه در حال حاضر آب، کود فراوانی صرف کاج های بیماری زا و مخرب خاک می شود که می تواند صرف تولید میوه رایگان برای مردم مستضعف شود.

به امید اینکه مسئولان ما هر چه زود تر اقدام به جایگزینی درختان ثمر ده بومی کشور عزیزمان به جای کاج های بیماری زا نمایند.

http://drakbary.com/ShowNews.aspx?NewsID=148


سایه سرو


امروزه کمبود آب وپایین رفتن سفره های زیر زمینی و بالا رفتن در جه حرارت واصطلاحا گرمایش کره زمین وآلودگی به عنوان بزرگترین معضل موجود در مسایل تخصصی فضای سبز به شمار می رود .به علاوه این که ضعیف بودن خاک از نظر ماکرو ومیکرو،کمبودهارا دوچندان کرده است؛ لذامتخصصین این رشته را برآن می دارد تا گونه هایی را جهت کاشت در سطح شهرهای بزرگ انتخاب نمایند که علاوه بر حفظ هدف اصلی "زیبایی منظر"دارای شرایط نگهداری ایده آل ،هم از نظر جوی و هم از نظر هزینه های جانبی باشد.
متاسفانه درایران با توجه به مساله کم آبی"غیر از شمال کشور"قرن هاست که در کاشت درختان توجه به این کم آبی نشده ودردوسده گذشته با توجه به غلبه وسلطه فرهنگ غربی ونیز تقلیدهای غیر منطبق با موقعیت جغرافیایی ،مقتضیات بومی وسلایق مردم مشکلاتی را ایجاد کرده اند.
خوشبختانه در نظام جمهوری اسلامی همت براتخاذ روش های مستقل وعلمی ،ضمن بهره گیری از تجارب ودستاوردهای کشورهای مختلف جهان،نتایج خوبی راببار آورده است.
به هر حال یکی ازمشکلات مربوط به این بخش ،کاشت کاج کریسمسی در شهرهای ایران است. این کاج بومی نیست،میوه ندارد،چوب آن دیر رشد میکند،درمصارف صنعتی وغیر صنعتی کم بازده است،پرندگان روی آن لانه نمی سازندیاکمتر آشیانه می کنند،در زیر چتر آن گیاهان رشد نمی کنند و تنها فایده آن سبز بودن در تمام فصول است. مضافا این که تحقیقات عده ای از متخصصان وصاحبنظران نیز حکایت از مضرات ومعایب دیگری برای کاج وارداتی دارد از جمله :
1- دربرابر مواد سمی وباران های اسیدی ،آسیب پذیر است.
2- به علل گوناگون آفت ها وآلودگی ها در اطراف آن انباشته می شوند.
3- به دلیل برگ های سوزنی ،سطح کمتری را پوشش داده وقدرت تصفیه آن کمتر از پهن برگ هاست.
4- خاک پیرامون خود و زیر درخت را اسیدی کرده ومانع از رشد گونه های دیگر گیاهان می شود.
5- برخی براین عقیده اند که این نوع کاج ،نوعی اکسید نیتروژن را وارد فضا می کند که درفضای شهرهای پر تردد شهری که اکسید نیتروژن بیش از اندازه توسط صنایع وخودروها تولید می شود به جای تصفیه هوا بر آلودگی می افزاید.
6- سایه انداز مناسبی ندارد.
7- برخلاف سرو و چنار که گرچه آنها هم میوه ندارند، ولی در جریان جابجایی هوا وفرصت دهی به سایر گیاهان ممانعتی مثل کاج کریسمسی ندارند.
8- از نظر فرهنگی ودربین عامه مردم درخت کاج نماد گورستان است واز طرفی یادرآورمراسم غربی بوده وبا مراسم وفرهنگ ایران چندان انطباق نداردو..
لذا با توجه به این نظریات واین که اصولا دریافت هرفرد عادی این است که در منزل خود به جای کاج ،درختان میوه دار یا درختان زیبایی چون تبریزی وسرو می کارند،نتیجه می گیریم "اگرشهرما خانه ماست"پسند مردم ومصلحت عامه براین است که به جای کاشت درخت کاج وایجاد جنگل های کاج که طبق یک تحقیق علمی ،طرحی شکست خورده است،درختان مفیدی کاشته شوند که اگر آب رامصرف می کنند غیر از زیباکردن فضای شهر واطراف آن،از میوه ،چوب،برگ وسایر مزایای آنهابه نفع کشور استفاده شود،درختانی مانند:زیتون-توت-سنجد-زبان گنجشک-خرمالو-تبریزی-انجیر-گلابی-سیب-اقاقیا-اوکالیپتوس-عناب-کنار-چنارو..
شایان ذکر است این پیشنهاد مانع از کاشت کاج نمی خواهد باشد،بلکه نظر دارد که انتخاب بهتر ،مفیدتر ومردم پسندتردرامردرخت کاری ها رعایت ولحاظ شود.
ضمن این که جهت تشویق مردم نیز پیشنهاد می شود که درمراسم روزدرختکاری ،مسئولان نظام به جای کاج کاشتن که تقلیدی وتکراری است،درخت هایی چون زیتون بکارند.

 

http://ravazadeh.com/fa/content/ehyaye-salamat-bnews/1365-talashha-be-samar-neshast.htm

 


 

 

کاج ها قاتلان فضای سبز 

 

نشستن بر بام بزرگترین شهر پلکانی ایران رویایی است که در حال تحقق است، در پی مصوبه شورای اسلامی شهر پاوه و موافقت اداره منابع طبیعی شهرستان و اهتمام شهرداری پاوه عصر روز شنبه مورخ ۹۳/۰۱/۳۰ در یک حرکت نمادین با حضور شهردار، اعضای شورای اسلامی شهر ونیروهای خدماتی شهرداری پاوه استارت پارک جنگلی با غرس نمودن ۲۰۰ اصله درخت زده شد. همچنین عده ای از طبیعت دوستان و اهالی محترم روستای نوریاب در یک حرکت خودجوش اقدام به کاشت درخت در پیازدول نموده اند.



تا اینجا کار مشکلی رو نمی توان دید و حتی باید دست مریزاد گفت به این عمل خوب و خداپسندانه اما نکته اینجاست که در زمینه احداث این پارک از چه گونه درختانی استفاده شده است؟ اگر سری به محل کشت این درختان بزنید و یا اینکه به عکس های منتشر شده در سایت ها توجه ای جزئی بیندازید متوجه می شوید که از گونه درختان سوزنی برگی در احداث این پارک استفاده شده که هیچ گونه سنخیتی با نوع پوشش گیاهی منطقه نداشته و ندارد و نه تنها منفعتی ندارد بلکه در آینده نیز اکوسیستم منطقه را دستخوش معضلاتی می کنند.



طبق مطالعات صورت گرفته نشان داده شد که خسارت کاشت درختان سوزنی برگ بیشتر از سود آنهاست. به گفته علی مهدوی عضو هیات علمی دانشگاه ایلام آنچه امروز به نام جنگلکاری با سوزنی برگان در مناطق جنگلی تخریب شده انجام می گیرد، بیشتر به جنگل خواری شبیه است تا جنگلکاری! نباید از سوزنی برگان برای جنگلکاری ها در ایران استفاده کرد، زیرا خسارت گونه های سوزنی برگ به منابع طبیعی و گونه های بومی به مراتب بیشتر از سود آنهاست که از جمله آنها می توان به برهم زدن تعادل دمایی خاک ـ سوزنی برگ ها به دلیل پوشش دائمی برگ ها از نفوذ نور خورشید به سطح زمین جلوگیری می کنند ـ اشاره کرد، همچنین فقدان نور مانع از تشکیل و رشد جامعه گیاهی در بستر می شود. خاک سرد نیز مانع از تجزیه بقایای گیاهی می شود.. ( روزنامه جام جم مورخ ۱/۴/۹۰ )



متأسفانه در بیش از نیم قرن اخیر، بدون این‌که تحقیق جامعی در مورد گونه‌های وارداتی کاج انجام شود، کاشت درخت‌کاج به‌صورت سلیقه‌ای در بسیاری از مناطق ایران و شهر پاوه رو به افزایش گذاشته است. معایب و مضرات درخت کاج را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد: – برگ‌های سوزنی کاج، سطح کم‌ تری دارند و در نتیجه قدرت تصفیه‌ کنندگی هوای آن از درختان پهن ‌برگ ضعیف‌ تر است . ریشه‌ی آن، خاک پیرامون خود را اسیدی کرده که مانع رشد گونه‌های دیگر می‌شود و پس از ده سال، آهک تولید می‌کند برای نمونه می توانید سری به باغ شهرداری بزنید تا از فقر پوشش گیاهی در این فضا به خوبی آگاه شوید. با تجزیه‌ی اندام‌های گیاهی کاج‌ تهران، مشخص گردیده که مقادیری سرب (در حد سمی) در آن وجود دارد. – در برابر مواد سمی و باران‌های اسیدی بسیار آسیب‌ پذیر است. – نوعی اکسید نیتروژن را وارد هوا می‌کند که از نظر کمیت و کیفیت با اکسیدهای نیتروژن تولیدشده در صنعت و ترافیک برابری می‌کند. – طی سالیان گذشته، آتش‌ سوزی‌هایی که در پارک‌های جنگلی اتفاق افتاده است، اغلب در قطعات کاج بوده که بر اثر قابلیت زیاد اشتعال برگ‌های سوزنی خشکیده می‌باشد. – باعث تجمع آفات بوده و همواره در معرض آلودگی می‌باشد. بسیار کُندرشد بوده و زیر برف سنگین، سریع می‌شکند. سایه‌ انداز مناسبی ندارد، به‌علت نا آشنابودن باغبانان با نحوه‌ی رشد کاج (ده سال اول، رشد قطری و ده سال دوم، رشد طولی)در فصل هرس، شاخه‌های پایین را به اشتباه هرس کرده و در دهه‌ی دوم، درختی با منظر زشت و شکننده و با سایه‌انداز کم به وجود می‌آید، در معابر شهری، برگ‌های سوزنی با فرودآمدن بر روی خودروها و سنگ ‌فرش‌ها به‌علت وجود صمغ، صدمه‌ی غیرقابل‌جبرانی می‌زنند، ریشه‌ ی کاج به مرور زمان به سنگ‌ فرش‌ها و بافت معابر آسیب جدی می‌زند. چون رطوبت سطحی زمین را به اعماق هدایت می‌کند، در اطراف آن نمی ‌توان چمن‌ کاری کرد و گیاهی رشد نمی‌کند، پرندگان تمایلی به لانه ‌سازی بر شاخسار این درخت ندارند.



در تیپ کاج سوزنی ‌برگ، متوسط پوشش علفی ۲/۱ درصد است که علت آن عبارت است از کمبود رطوبت مورد نیاز پوشش علفی، کوبیدگی شدید خاک، تراکم زیاد درختان کاج در واحد سطح، نور و حرارت کم، فراوانی لاش‌برگ، تولید آهک و اسید در قطعاتی که کاج سوزنی کاشته شده است، که به مرور زمان باعث از بین رفتن حاصلخیزی خاک شده و نابودی گونه های گیاهی اطراف را درپی خواهد داشت.



نمونه‌های زیادی از بوستان‌های جنگلی کاج هستند که بدون درنظرگرفتن مسائل کارشناسی در مورد شرایط کشت و نگهداری این گونه‌ی درخت، تنها به دلیل اقتصادی ‌بودن و بالارفتن آمار سرانه‌ی فضای سبز، به وجود آمده است. نمونه بارز آن می توان به همین احداث پارک کوهستانی جدید پاوه و جدیدا هم در دشت بکر و یک دست پیاز دول اشاره کرد و از اداره منابع طبیعی شهرستان انتظار می رود که در انتخاب نوع درختان برای احداث این پارک حساسیت بیشتری به خرج دهد تا از گونه های بومی و سازگار با شرایط اقلیمی و خاک و گیاهی منطقه استفاده شود و نیز با ممانعت از کاشت درخت آن هم سوزنی برگ در دشت پیازدول حیات پیازهای این دشت را در معرض خطر قرار ندهد . در فرهنگ ایرانیان و بطور خاص مردم پاوه همواره درختان مثمر و میوه‌دار بر درختان بی‌ثمر ترجیح داده می‌شوند. امید است که مسئولین دست‌ اندرکار در ایجاد و توسعه‌ی فضاهای سبز در پاوه نیز با درنظرگرفتن شرایط اقلیمی شهرستان، به کشت گونه‌های مثمر و زیبایی از درختان بومی منطقه اقدام نمایند

 

http://www.pavehpress.ir/تاملی-بر-انتخاب-گونه-های-درختی-در-احداث/


عوارض درخت كاج


امروزه کمبود آب وپایین رفتن سفره های زیر زمینی و بالا رفتن درجه حرارت و اصطلاحا گرمایش کره زمین وآلودگی به عنوان بزرگترین معضل موجود در مسایل تخصصی فضای سبز به شمار می‌رود .

به علاوه این که ضعیف بودن خاک از نظر ماکرو ومیکرو،کمبودها را دو چندان کرده است؛ لذا متخصصین این رشته را بر آن می‌دارد تا گونه‌هایی را جهت کاشت در سطح شهرهای بزرگ انتخاب نمایند که علاوه بر حفظ هدف اصلی "زیبایی منظر"دارای شرایط نگهداری ایده آل ،هم از نظر جوی و هم از نظر هزینه‌های جانبی باشد.

متاسفانه درایران با توجه به مساله کم آبی"غیر از شمال کشور" قرن‌هاست که در کاشت درختان توجه به این کم آبی نشده و در دو سده گذشته با توجه به غلبه و سلطه فرهنگ غربی و نیز تقلیدهای غیر منطبق با موقعیت جغرافیایی، مقتضیات بومی وسلایق مردم مشکلاتی را ایجاد کرده اند.

خوشبختانه در نظام جمهوری اسلامی همت بر اتخاذ روش‌های مستقل و علمی، ضمن بهره‌گیری از تجارب و دستاوردهای کشورهای مختلف جهان، نتایج خوبی را ببار آورده است.

به هر حال یکی ازمشکلات مربوط به این بخش ،کاشت کاج در شهرهای ایران است. این کاج بومی نیست، میوه ندارد، چوب آن دیر رشد می‌کند، درمصارف صنعتی وغیر صنعتی کم بازده است، به علت سمي بودن برگ‌هاي سوزني كاج پرندگان روی آن لانه نمی‌سازند یا کمتر آشیانه می‌کنند، در زیر چتر آن گیاهان رشد نمی‌کنند، توليد اكسيژن برگ‌هاي سوزني شكل كاج نسبت به چنار، سرو، بلوط و نارون در حد صفر مي‌باشد، تنها فایده آن سبز بودن در تمام فصول است. مضافا این که تحقیقات عده‌ای از متخصصان وصاحب‌نظران نیز حکایت از مضرات ومعایب دیگری برای کاج دارد از جمله :

1- دربرابر مواد سمی وباران‌های اسیدی ،آسیب پذیر است.

2- به علل گوناگون آفت‌ها و آلودگی‌ها در اطراف آن انباشته می‌شوند.

3- به دلیل برگ‌های سوزنی ،سطح کمتری را پوشش داده وقدرت تصفیه هوا و ساخت اكسيژن در حد صفر مي‌باشد.

4- خاک پیرامون خود و زیر درخت را اسیدی کرده ومانع از رشد گونه‌های دیگر گیاهان می‌شود. توليد اين اسيد به حدي زياد است كه براي كاشت درختان ديگر به غير كاج بايد محل كاشت كاج را تا عمق چهار متر خاك برداري كنند.

5- برخی براین عقیده اند که این نوع کاج نوعی اکسید نیتروژن را وارد فضا می کند که درفضای شهرهای پر تردد شهری که اکسید نیتروژن بیش از اندازه توسط صنایع وخودروها تولید می‌شود به جای تصفیه هوا بر آلودگی می‌افزاید، سایه انداز مناسبی هم ندارد.

6- مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که متوسط پوشش علفی در تیپ کاج سوزنی برگ 1/2 % است که عامل آن را می توان موارد ذیل دانست: خاصیت آللوپاتی گونه کاج تهرانی، کمبود رطوبت مورد نیاز پوشش علفی، کوبیدگی شدید خاک، تراکم زیاد درختان کاج در واحد سطح، نوروحرارت کم وفراوانی لاش برگ و سوزنی‌های ریخته شده و تولید آهک و اسید در قطعاتی که کاج سوزنی کاشته شده است.

7- طی سالیان گذشته آتش سوزی‌هایی که در پارک های جنگلی اتفاق افتاده است اغلب در قطعات کاج بوده که براثر قابلیت زیاد اشتغال برگ های سوزنی خشکیده (صمغ و رزین) می‌باشد.

8- برخلاف سرو، چنار، بلوط ، نارون، كنار و زبان گنجشك که گرچه آنها هم میوه ندارند، ولی در جریان جابجایی هوا و فرصت دهی به سایر گیاهان ممانعتی مثل کاج ندارند.

9- از نظر فرهنگی و در بین عامه مردم درخت کاج نماد گورستان است واز طرفی یاد‌آور مراسم غربی بوده و با مراسم و فرهنگ ایران چندان انطباق ندارد و هيچ زيبايي براي پارك‌ها و معابر ندارد ..

10- چون رطوبت سطحی زمین را به اعماق هدایت می کند دراطراف آن گیاهی رشد نمی‌کند، اگر گياهي هم كشت شود نياز به آب فراوان دارد.

پارک تفریحی چیتگر نمونه مشهود برای معرفی گونه کاج می باشد‌، تقریبا اکثر شهروندان تهرانی حداقل یک بار به پارک جنگلی چیتگر رفته اند و متوجه شده‌اند که قسمت سوزنی برگ ها تبدیل به مکانی بی روح و مرده شده است، چون سطح خاک این مناطق عاری از گیاه بوده و هیچ پرنده ای در میان درختان لانه نکرده وخاک زیر درختان، متراکم و سفت است.

11- پرندگان تمایلی به لانه سازی بر شاخسار این درخت ندارند.

لذا با توجه به این نظریات و این که اصولا دریافت هر فرد عادی این است که در منزل خود به جای کاج ،درختان میوه دار یا درختان زیبایی چون چنار- سرو- نارون- بلوط - بيد مجنون- کنار و اقاقیا کاشته شود نتیجه می گیریم "اگرشهرما خانه ماست" پسند مردم و مصلحت عامه بر این است که به جای کاشت درخت کاج و ایجاد جنگل‌های کاج که طبق یک تحقیق علمی ، طرحی شکست خورده است، درختان مفیدی کاشته شوند که اگر آب را مصرف می کنند غیر از زیبا کردن فضای شهر و اطراف آن، از میوه ، چوب، برگ و سایر مزایای آنها به نفع کشور استفاده شود، درختانی مانند: چنار- سرو- نارون- بلوط- تبريزي- زیتون- توت- سنجد- زبان گنجشک- خرمالو- تبریزی- انجیر- گلابی- سیب - اقاقیا- عناب- کنار- بيد مجنون و..

شایان ذکر است این پیشنهاد مانع از کاشت کاج نمی‌خواهد باشد، بلکه نظر دارد که انتخاب بهتر ، مفیدتر و مردم پسندتر در امر درخت کاری‌ها رعایت و لحاظ شود.

متاسفانه نمونه‌های زیادی در کشور از بوستان‌های جنگلی کاج داریم که در این نیم قرن اخیر به دست خودمان به وجود آورده ایم و بدون در نظر گرفتن مسایل کارشناسی در مورد شرایط کشت و نگهداری این گونه درخت، تنها به بالا بودن آمار سرانه فضای سبز توجه شده است.

ضمن این که جهت تشویق مردم نیز پیشنهاد می‌شود که درمراسم روز درختکاری، مسئولان نظام به جای کاج کاشتن که تقلیدی و تکراری است، درخت‌های بومي ايران را بکارند.

درانتهای مقاله، امید آن داریم که مسئولین دست اندرکار در ایجاد و توسعه فضاهای سبز در سراسر کشور با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی کشور به کشت گونه‌های مثمر و زیبایی درختان بومی ایران اقدام نمایند، نمونه‌هایی از درختان مناسب اقلیمهای مختلف آب وهوایی ایران نامبرده شده است که توسعه کشت آنها می‌تواند به زیبایی و سرسبزی این مرزو بوم همیشه سرفراز بیفزاید

http://www.taha-teb.com/index.php/contents/articles/public/512-complications-pine-tree


 

توسعه فضای سبز یا افزودن به آلودگی هوا؟!
به بهانه ی درختکاری به نسل های آینده خیانت نکنیم!
محیط زیست این درخت نوعی اکسید نیتروژن را وارد هوا می کند که در فضای شهرهای پر تردد که اکسید نیتروژن بیش از اندازه توسط صنایع و خودروها تولید می شود به جای تصفیه ی هوا بر آلودگی شهر می افزاید.
آناج: همه ساله در روز درختکاری به منظور توسعه فضای سبز شاهد اجرای مراسم درختکاری در سراسر کشور هستیم، که می توان ادعا کرد اکثر نهال هایی که در این روز کاشته می شود کاج است و این در حالی است که اگر مسولین محترم شهرداری ها و محیط زیست با کمی تحقیق و کار کارشناسی به این عمل نیک اقدام کنند، بعد از گذشت چندین سال شاهد از بین رفتن محیط زیست و آلودگی روز افزون هوا نخواهیم بود.

با توجه به موقعیت جغرافیایی کشور ما ایران و با وجود مساله ی کم آبی، متاسفانه سالهای مدیدی است که مسئولین مربوطه در کاشت درختان مساله ی کم آبی و عوارض درخت را درنظر نمی گیرند و صرفا بخاطر سبز بودن درخت در تمام فصول سال، درختی غیر بومی همچون کاج را که مضراتش صدها برابر بیشتر از فوایدش است، به عنوان نماد اصلی در توسعه ی فضای سبز کشور به کار می گیرند.



بنا به نظر کارشناسان محیط زیست، درخت کاج آب را از سطح زمین به عمق خاک می کشد و باعث می شود خاک اطراف کاملا خشک شده و امکان رشد گیاه و درخت دیگر در اطراف آن سلب می شود.

درخت کاج آمریکایی (بومی منطقه آمریکا) که شاهد کاشت آن در روزهای درختکاری و سایر روزهای سال برای توسعه فضای سبز هستیم، پس از گذشت 10 سال از کاشت آن تولید آهک می کند، به طوری که بعد از گذشت 10 سال خاک آن منطقه به هیچ وجه قابل استفاده نمی باشد.

همچنین در طی سالیان گذشته آتش سوزی هایی که در پارکهای جنگلی کشور رخ داده است اغلب در قطعات کاج رخ داده و علت آن وجود مواد رزین و صمغ در برگهای سوزنی کاج بوده است.

دکتر صالحی عضو هیات علمی دانشگاه تبریز در مصاحبه با خبرنگار آناج ، در این باره گفت: با توجه به اینکه درخت کاج بومی ایران نیست و اولین بار از آمریکا وارد ایران شده است، این درخت غیر بومی هر کجا کاشت شود از رشد سایر درختان بومی جلوگیری می کند.




وی افزود: از عمده ترین مضرات این درخت ایجاد خاک اسیدی در اطراف گیاه و مصرف فراوان آب می باشد که کمتر درختی تا این حد آب اطراف ریشه را جذب می کند.

وی در ادامه گفت: محیط زیست این درخت نوعی اکسید نیتروژن را وارد هوا می کند که در فضای شهرهای پر تردد که اکسید نیتروژن بیش از اندازه توسط صنایع و خودروها تولید می شود، به جای تصفیه ی هوا بر آلودگی شهر می افزاید. هچنین این درخت با توجه به فیزیکی که دارد سایه انداز مناسبی نیز ندارد.

در آخر می توان گفت، بهتر است مسئولین مربوطه با توجه به مضرات گفته شده برای درخت کاج، با درنظر گرفتن طبیعت درخت، درختان بومی چون سرو، نارون، زیتون، سیب، بید مجنون و... را مورد کشت در توسعه ی برچسب ها : اناج , آلودگی هوا , مضرات , فضای سبز , درختکاری , کاج , درختان بومی ,
فضای سبز کشور قرار دهند.

http://anaj.ir/news/pages/25550

 


برچسب‌ها: کاج, سرو, مضرات, تبریز, سازمان پارکها
نوشته شده در 93/05/30ساعت 0 توسط پویا|


مطالب پيشين
» شورای شهر و شهرداری تبریز از ایجاد پارک حیوانات در تبریز حمایت می کند
» ارسباران همردیف جنگل های زیبای سوییس و استرالیاست
» جای خالی چايخانه ها و سفره خانه های سنتي در کاروانسراهای بزرگترین بازار مسقف جهان
» مقالاتی در مورد مضرات کاج و سرو با ذکر منبع
» افتتاح هتل لاله +آغاز اجرای اتوبان تبریز بازرگان
» تراموای چینی به زودی در خیابان های تبریز
» تبدیل ماکتهای پارک مینیاتور به تکیه گاه مردم و محل دنجی برای شب نشینی های شهروندان !!!
» سمپوزیوم مجسمه سازی+ایستگاه مترو فلکه دانشگاه
» فتح الهی، حاجی پور و نوین نتوانستند/ نجفی می تواند؟
» اضافه شدن 5 ماکت جدید به ماکتهای پارک مینیاتور طی یک ماه آتی
Design By ParsSkin.Com